ریسک جنگ در تصمیمات سهامداران بورس | اعلمی: امروز در بازار سرمایه دارایی نمیخریم؛ ریسک معامله میکنیم
به گزارش اقتصادنیوز، بازار سهام در روزهای اخیر از فضای روانی ناشی از تنشهای سیاسی و اقتصادی اثر گرفته است؛ فضایی که موجب بیتصمیمی سهامداران خرد شده است.
در همین رابطه، محمدرضا اعلمی تحلیلگر بازار سرمایه در گفتگو با اقتصادنیوز میگوید: «کلیت اقتصاد ما با عوامل روانی که به جامعه تحمیل میشود، گره خورده است و شرایط حال حاضر بازار نیز کاملاً متأثر از این فضا است. در حال حاضر، به نظر میرسد بازار ما در یک حالت رِنج قرار گرفته است؛ یعنی نه میتوانیم به طور قطعی بگوییم در حالت ریزشی است و نه میتوانیم آن را در وضعیت صعودی بدانیم.»
گفتگوی اقتصادنیوز را با محمدرضا اعلمی در ادامه میخوانید.
*****
*آقای اعلمی! فضای بازار سهام را در روزهای اخیر چگونه تحلیل میکنید؟ به نظر شما، روند ریزشی که شاهد آن بودیم، تحت تأثیر سیگنالهای مربوط به مذاکرات و احتمال جنگ بوده است یا عوامل دیگری را در این زمینه دخیل میدانید؟
عوامل بسیار زیادی بر روند معاملات در بازار تأثیر میگذارند، اما در شرایط حال حاضر، سایه سنگینی بر بازار حاکم است که میتوان گفت ناشی از عوامل سیستماتیک، عوامل منطقهای و فرامنطقهای است. این شرایط باعث شده است که افراد نتوانند بهصورت بلندمدت و یا حتی برای کوتاهمدت، تصمیمگیری درستی داشته باشند.
بازار در حالت رنج است؛ نه ریزشی نه صعودی
تقریباً میتوان گفت کلیت اقتصاد ما با عوامل روانی که به جامعه تحمیل میشود، گره خورده است و شرایط حال حاضر بازار نیز کاملاً متأثر از این فضا است. در حال حاضر به نظر میرسد، بازار ما در یک حالت رِنج قرار گرفته است؛ یعنی نه میتوانیم به طور قطعی بگوییم در حالت ریزشی است و نه میتوانیم آن را در وضعیت صعودی بدانیم.
دلیل اینکه نمیتوانیم بگوییم بازار در حالت ریزشی است، وجود ترمزهایی است که به لحاظ ریزساختارهای بازار اعمال شده است و همچنین تزریق پولهایی است که انجام میشود.
در واقع متولیان به گونهای تلاش میکنند بازار را در حالت متعادل نگه دارند و رفتار بازار هم تقریباً همین موضوع را نشان میدهد. شما امروز مشاهده میکنید که شاخص کل حدود ۹۵ صدم درصد منفی است، اما همزمان تعدادی از سهمهای شاخصساز در صف خرید قرار دارند.
پرسش اینجاست که چگونه ممکن است در فضای روانی فعلی، یک سهم در صف خرید باشد؟ آیا واقعاً سهامداران به این نتیجه رسیدهاند که هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد و شاهد یک بازار صعودی هستیم که در صف خرید قرار میگیرند؟
بنابراین، یک بخش عمده بازار که شامل سهامداران خرد است، در یک وضعیت بیتصمیمی قرار دارند و بخش دیگر بازار نیز سعی میکند فضا را متعادل نشان دهد. این مجموعه عوامل در مجموع نشاندهنده این است که در کوتاه مدت، ما شاهد یک بازار صعودی شارپ نخواهیم بود.
در میانمدت هرچه پیش برویم اگر اتفاق خاصی رخ ندهد، آن فضای روانی که دارند برای ما ایجاد می کنند، شکسته خواهد شد. با شکسته شدن این فضای روانی و زمانی که سرمایهگذاران به این نتیجه برسند که قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد، بازار ما به دلیل رشد قیمت دلار و کمشدن فاصله نرخ نیما، پتانسیل بسیار خوبی برای ادامه روند صعودی خود خواهد داشت.
بنابراین تأکید میکنم که در کوتاهمدت بازار در وضعیت رنِج باقی میماند، اما در میانمدت، مشروط به عدم وقوع اتفاقات جدید و شکسته شدن فضای روانی ناشی از تعرضات فرامنطقهای، شاهد بازاری مثبت خواهیم بود.
مثبت بودن مذاکرات این صنایع را مثبت میکند
*با توجه به خروج پول از بورس، به نظر شما این سرمایهها به کدام بازارها هدایت شدهاند؟
در شرایطی که ما در تعلیق سیاسی و اقتصادی قرار داریم، عمدتاً پولها به سمت بازار دلار و طلا حرکت میکنند.
*در صورت مثبت بودن روند مذاکرات و احتمال توافق، کدام صنایع رشد بهتری خواهند داشت؟
اگر مثبت بودن مذاکرات به این معنا باشد که قرار نیست جنگی اتفاق بیفتد و همین روند مثبتی که اکنون ذکر شد و اخبار و سیگنالهای مثبت به بازار ادامه یابد، اولین اتفاقی که میافتد این است که صنایع محصولات شیمیایی و فلزات اساسی مثبت میشوند. چون روند صادرات ما تسهیل میشود و میتوانیم پیشبینی کنیم که این اتفاق رخ دهد.
در مقابل، صنایع ریالمحور ما به دلیل جهش نرخ دلار، فعلاً توان رشد چندانی ندارند. همچنین در مورد صنایعی که تحت قیمتگذاری دستوری هستند، فعلاً انتظار رشد نداریم تا زمانی که از این مرحله عبور کرده و قیمتهای جدید برای محصولات آنها اعلام شود.
کدام بازارها در شرایط جنگ باید باز باشند؟
*در صورت وقوع جنگ، بورس باید چه واکنشی داشته باشد؟ آیا تجربه تعطیلی بورس مشابه جنگ ۱۲ روزه را مناسب میدانید؟
در تجربیات جهانی، معمولاً دو سه روز یا روزهای ابتدایی را برای اینکه از التهابات کاسته شود، تعطیل میکنند و سپس بازار را باز میکنند. بسته بودن دائمی بازار اصلاً اقدام درستی نیست. بازار باید حتی با دامنه نوسان محدود باز باشد تا زنده بماند؛ ما نباید با اتفاقاتی نظیر جنگ، مرگ بازار را رقم بزنیم. محدود بودن بازار یا بسته شدن آن در روزهای ابتدایی قابل قبول است، اما این موضوع نباید طولانی شود.
*در مورد سایر صندوقها و ابزارهای مالی در شرایط بحرانی چه دیدگاهی دارید؟
در خصوص صندوقهای طلا یا گواهی سپرده طلا، باید زودتر به مردم اعلام شود که در صورت وقوع هر اتفاقی، این صندوقها قرار نیست بسته شوند. اگر قرار باشد صندوق طلا بسته شود، ما شاهد خروج پول خواهیم بود و مردم به سمت خرید شمش و طلای آبشده در بازار فیزیکی حرکت میکنند. ما نباید کاری کنیم که اعتبار بازارمان از بین برود؛ کسی که صندوق طلا یا گواهی سپرده طلا خریده است، حق دارد در هر لحظه و زمانی به دارایی خود دسترسی داشته باشد.
همچنین صندوقهای درآمد ثابت نیز باید باز بمانند چون بیشترین سرمایهگذاری در این صندوقها توسط افرادی انجام شده که میخواهند سودی بیشتر از بانک ببرند و نوع سرمایهگذاری این صندوقها به گونهای است که کمترین میزان سرمایهگذاری در سهام را دارند. بنابراین لزومی به بسته شدن آنها نیست.
به طور کلی، بورس کالا، صندوق های طلا، گواهی سپرده طلا و نقره و صندوق های نقره تحت هیچ شرایطی نباید بسته باشند و باید اجازه دهند معاملات آن انجام شود.
در شرایط فعلی ریسک را در بازار سرمایه خرید و فروش میکنیم
*با توجه به عملکرد بهتر نمادهای شاخصساز، آیا تمرکز سرمایهگذاران باید بر روی این نمادها باشد یا نمادهای کوچک هم فرصت جبران عقبماندگی از نمادهای بزرگ دارند؟
اگر بخواهم به سؤال شما با نگاهی متفاوت پاسخ دهم، باید بگویم که در حال حاضر ما در ایران خرید و فروش سهام یا ابزارهای مالی را بر اساس سرمایهگذاری روی دارایی انجام نمیدهیم، بلکه در واقع داریم ریسک را خرید و فروش میکنیم.
این یعنی، اولویت اصلی ما باید مدیریت ریسک و حفظ ارزش پول باشد و بعد به مسائل دیگر فکر کنیم. بر این اساس، چند مورد در اولویت قرار میگیرد: نخست اینکه سهم انتخابی باید از بنیاد قوی برخوردار باشد. بنیاد قوی برخوردار بودن یک سهم لزوماً به معنای بزرگی یا کوچکی ارزش بازار آن سهم نیست، بلکه به معنای روند سودآوری مثبت، سودآوری فصلی مناسب، تولید کالای استراتژیک و نرخ و میزان فروش خوب نسبت به دورههای قبل و آیتم های بنیادی است.
دومین مطلب، نقدشوندگی بالا است. اگر سهمی انتخاب کنیم که نقدشوندگی خوبی نداشته باشد و در ریزشها قفل در صف فروش شود، انتخاب و سهم خوبی نخواهد بود. بنابراین باید مدیریت ریسک را در وهله اول قرار دهیم و پورتفو را با ابزارهایی مثل صندوق طلا و ابزارهای مشتقه «هج» (پوشش ریسک) کنیم. در مرحله بعد، انتخابها باید بنیادیمحور و بر اساس نقدشوندگی باشد. این سه مورد از اهمیت زیادی برخوردار است.
متأسفانه محدود کردن دامنه نوسان به ۳ درصد و برداشتن حجم مبنا، بدترین تصمیماتی بود که سازمان بورس در دو سه سال گذشته اتخاذ کرد و منجر به ایجاد رفتارهای شارپی و کاهش نقدشوندگی در بازار شد.
بنابراین استراتژی کلی ما در قبال پورتفو باید یک استراتژی تدافعی باشد. در این استراتژی، سهم موجود در پورتفو به حداقل میرسد و بیشترین وزن داراییها به صندوقهای درآمد ثابت، صندوقهای طلا، گواهیهای سپرده طلا و ابزارهای آپشن برای هج کردن اختصاص مییابد.